وارثِ زمین و تنهاییبا دیگران بودن آلودگی می آورد.......نیچهیک تکه شعر مرگ از همان حرف هایی است که گاهی بر زبان زندگی گل میدهد ۱)باران که ببارد به کویری٬مرده ستقلبی که تو آن را نپذیری مرده ستدر برکه ی زندگی من٬ماهی راهر وقت که از آب بگیری مرده ست ۲)مجنون و خراب و مست و رسوا شده اش...ماهی شده ای و تور در یا شده اش...تو نیمه گمگشته من بودی کهحالا شده ای نیمه ی پیدا شده اش
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
وارثِ زمین و تنهاییبا دیگران بودن آلودگی می آورد.......نیچهقسم به من به همین شاعر تمام شدهاز فرصت بی گدار هم حرف بزناز تلخی روزگار هم حرف بزنبلبل که نشسته توی شعرت امااز چوبه و بند و دار هم حرف بزن
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40
برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 3:40